چرا باید از طرح منع تردد خودروها روی پل هلالی حمایت کرد؟
در روزهای گذشته طرحی از سوی فعالان اهوازی مطرح شد که بر اساس آن؛ تردد خودروها روی پل هلالی، منع و پل به عابران پیاده اختصاص داده ‌شود. اقبال مردمی به این طرح به حدی است که می‌توان آن را یکی از موفق‌ترین طرح‌های اجتماعی چند سال گذشته دانست.


مهم‌ترین وجه تمایز این طرح؛ عدم تعارض آن با دیگر مطالبات مردم اهواز است. آیا هر روز طرح انتقال آب دیگری افتتاح و رودخانه کارون بی‌جان‌تر از دیروز می‌شود؟ بلی. آیا زباله‌های شهری؛ زندگی در این شهر را ناممکن کرده‌اند؟ بلی. آیا موضوع تحصیل به زبان مادری
هنوز مهم‌ترین مطالبه مردم اهواز است؟ بلی.

لیست مشکلات اهواز را می‌توان تا فردا ادامه داد و پاسخ همه این آیاها درباره ضروت پیگیری این مشکلات فقط یک کلمه است: «بلی»؛ و طرح منع تردد خودروها روی پل هلالی با هیچ‌کدام از این «بلی»ها تعارض ندارد.

در روزهای گذشته هزاران نفر از مردم اهواز و دیگر شهرهای استان؛ روی این پل حضور یافته، از طبعیت زیبای زمستانی اهواز لذت برده و با پرندگان مهاجر عکس یادگاری گرفتند. و هنرمندان نیز به اجرای برنامه های شاد و مفرح پرداختند.

پل هلالی و منطقه پیرامونی آن که تا دیروز محل حضور معتادان، جیب‌برها و زورگیرها بود، حالا به جایی تبدیل شده که خانواده‌ها تا پاسی از شب روی آن می‌خندند، آواز می‌خوانند، می‌رقصند و خاطره‌سازی می‌کنند. چند ده متر آن طرف هم مسافران در هتل مجاور، به مردم می‌نگرند و تصویر زیبایی از اهواز در ذهن آنها شکل می گیرد. هویت شهرها را دیوارها، چراغ‌ها، خیابان‌ها و ساختمان‌هایشان نمی‌سازند؛ بلکه قهقهه کودکی که در کنار رودخانه می‌دود، المان مهم‌تری در تعریف هویت شهر است.

تنی چند از فعالان اهوازی اما به انتقاد از این طرح پرداخته و گفته‌اند که اولویت‌های مهم‌تری وجود دارد. وجود موضوعات دیگرِ نیازمندِ پیگیری را نمی‌توان انکار کرد، اما راه پیگیری آن مطالبات، تلاش برای کشیدن ترمز فعالیت‌های دیگران نیست و باب شدن سنگ‌اندازی در اهواز را باعث می شود که ممکن است حتی فعالیت‌های خود این افراد را نیز با سنگ‌اندازی دیگران مواجه کند، کما اینکه حمایت، می‌تواند حمایت متقابل را در پی داشته باشد. از یاد نبریم حرف آخر همه مطالبات و تحولات اجتماعی را مردم کف خیابان می‌زنند؛ همان‌ها که روی پل هلالی به پرندگان غذا و دانه می‌دهند.

می‌شود همه با هم؛ همه مطالبات اهواز را مطرح کرد ولی اینکه همه توان اجتماعی را روی یک مطالبه متمرکز و باقی بازی را فراموش کنیم، عین این است که یازده مهاجم در زمین بگذاریم و نه خبری از دروازه‌بان باشد و نه از مدافعان.


اگر چنین کنیم، گربه‌های خیابانی هم یوزهای تیم‌ملی‌مان را می‌درند؛ سگ‌های تیز دندان پیشکش.